خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





1000+261

    دیشب با زهرا تو تلگرام چت میردم

    بهش گفتم که دوستی منو مجید تموم شد

    ولی نگفتم که چی شد که باعث این اتفاق شد

    فقط گفتم رف پیش مشاورو این حرفا،دروغم نبود خو رفته بود و واقعا مشاور مخالفت کرده بود

    اولش گفت شاید مجید بهونه اورده مشاورو

    بهش گفتم ک مشاور بهونه نبود و دوستم داره و...

    خلاصه یه جور قانع کردم که دوستم داره ولی کار منطقی این بود که قبل از اینکه خونواده ها هم وارد ماجرا بشن کنار بکشیم تا دردسر نشه

    برگشت بهم گفريالزیاد دل بستش نشده بودی که؟

    :|

    گفتم چرا خیلی دوسش دارم و دلم پیشش گیر کرده

    خندید گف بهت نمیاد

    :|

     

     

     

     

    +زهرا گفت اماده باشم هفته بعد میاد بریم دکتر-__-

    حس ترس شدیدی دارم

    و اینکه نمیدونم بعدش پیشش واکنشم چطوری میشه

    نمیدونم اصلا میتونم گریه کنم یا نه...

    خودشم گف همین شهر خودمون میریم دکتر

    من واقعا نمیتونم همچین ریسکی کنم:(

    +چقد بده ناراحتیامو نمیدتونم بروز بدم تو ظاهرم نشون بدم:/

    همه فک میکنن سنگ دلم-_-

    +تو کلاس زبان منو ماعده رو استاد کلا خنده رو میشناسه

     همینطور بچه ها

    کلا فک میکنن همه چی رو به راهه برام خخخ

    +رفتم مدرسه راهنمایی رم پر کردم برا استخدام،خانومه میگه تو بیشتر به دانش اموز میخوری تا معلم خخ

    فک کرده بود اومرم برا مدرسه ثبتنام کنم

    مدرسه راهنمایی:))

     

     


    این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : گفتم ,مدرسه ,کرده ,مدرسه راهنمایی ,دوستم داره ,
    1000+261

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر